احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
370
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
آمفيزم ريوى ، برونشيت ، ذات الريه ، ذات الجنب ، و تورم ماهيچههاى بين دندهاى كه عموما دردناك نيز هستند ، مشاهده كرد . سرفه ممكن است نادر ، دايم ، زياد يا موقت باشد . سرفهى نادر در ذات الجنب و ذات الريه مشاهده مىگردد . سرفههاى زياد در بيمارىهاى برونشيت ديده مىشود و سرفههاى بىدرد در ورم مزمن خشك ناى و بعضى بيمارىهاى مزمن ريوى ديده مىشود . طنين سرفه عبارت است از قوت ارتعاش تار آواهاى خشك ناى كه متناسب است با قوت و فشار تار آواها و طول چاك ناى و ضعف مخاط آن . در اين ميان ظاهر سرفه ممكن است صدادار ، بىصدا ، خشك يا پخته باشد . سرفهى پخته يا مرطوب : سرفهاى را گويند كه هنگام خروج هوا از شش مقدارى مخاط ( خلط ) يا ترشح را با خود به لولههاى بزرگ نايژه ، ناى و خشك ناى حمل كند . سرفهى خشك : سرفهاى را خشك مىنامند كه در آن ترشحى وجود نداشته باشد . مانند سرفه در بيمارى ذات الجنب . سرفهى عقبهدار : معمولا گاهى به هنگام سرفه بازدم كوتاه و عميقى وجود دارد كه آن را سرفهى عقبهدار مىنامند . در اين مواقع چاك ناى كاملا باز نشده يا نيمه بسته باقى مىماند و هواى بازدم به تار دم و تار آواها برخورد مىكند و توليد صدايى كوتاه و مختصر مىكند . آزمايش زير بين محوطهى سينه ترشحات فوق در تشخيص بيمارىهاى گوناگون مهم است . بازرسى محوطه سينه كه عبارت است از شناختن اقسام مختلف حركات دم و بازدم و عدم توافق آنها . حركات دم زدن بيمار مبتلا به سل عبارت است از انقباض و انبساط جدار خارجى قفسه سينه . اين عمل منوط است به فعاليت و شدت حركت ماهيچههاى دم زدن بين دنده ، ماهيچههاى نام برده قطر طولى و افقى قفسهى سينه را منبسط مىنمايد . اين عمل در بيمارى سينهپهلو كاملا مشاهده مىگردد به نحوى كه صندوقچه سينه حركت مرتب و منظم خود را نشان مىدهد . انقباض حجاب حاجز دندهها را از يكديگر دور و نزديك ، به علاوه فشار حاصله از شش هوا را به رودهها و اندورنههاى محتوى حفره شكم منتقل مىكند و هنگام بازدم حجاب حاجز منبسط شده و به وسيله رودهها به جلو رانده مىشود و دندهها پايين و بالا مىشود . لذا افزايش تعداد دم زدن و نفس زدن در حركت و علامات در ريه و همچنين در موقع استراحت تغييرپذير است مخصوصا در تورم شش ( در ذات الريه و غيره ) و اگر ناگهانى دم زدن و نفس كشيدن كاهش يافت علامت بيمارى سخت بوده و پيشبينى آن را خطرناك بايد حس كرد . مانند اواخر سل يعنى سل درجه سه كه نفس و دم آرام و بطى و كند به نظر مىرسد . خلاصه حركات تنفسى و دم زدن بهطور كلى در هر تنفس سه چيز بايد مورد بررسى قرار گيرد : جنس دم زدن ، شدت دم زدن ، آهنگ و صداى دم زدن . در بيمارىهاى سل و آمفيزيوم ريوى و ذات الريه در دورهى جگرى شدن بافتهاى ريوى اينگونه بازدم مشاهده مىشود . هنگامى كه ماهيچههاى دم زدن دردناك گردند حركات دم زدن سينه و پهلوها در حال لرزش تدريجا صورت گرفته و آن حالت را دم زدن لرزنده مىنامند . گاهى در اثر كاهش نيروى تنفسى ششها ، دم زدن تند گرديده و خروج هوا نيز از شش به مانعى برخورد مىكند . مانند اشخاص مبتلا به ذات الريه و ذاتالجنبهاى سخت و به قول اطبا پنوموتراكس و فيتيزى ( سل ريوى ) و همچنين در كليهى بيمارىهايى كه تصفيه خون و مبادلهى گاز كربنيك آن با اكسيژن دچار مانع شود در اوايل و ابتداى سل ، هوا درون